آنگاه که مقابل تو چون آینه ای شفاف ایستادم درمن چشم دوختی وتصویرخودرادیدی. سپس گفتی:((به تو عشق می ورزم.)) امابراستی توخودت رادرمن دوست داشتی . عشقی که همواره سبزنشود همیشه درحال مرگ است. من مسافری ودریانوردی هستم وهرروزمنطقه ای جدیدرادر روحم کشف می کنم.
|